میمیرم برات نمیدونستی میمیرم بی تو بدون چشمات
رفتی از برم....
تو میدونستی که دلم بسته به ساز صدات
آرزومه که نمیدونستی که من میمیرم برات.... میمیرم برات
نمیخوام بیای.... نمیخوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمیخوام ازت..... نمیخوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی
برو تا بزرگی میخوام که فقط آرزوم بشی.... ارزوم بشی
...
میمرم برات....... نمیدونستی میمیرم بی تو بدون چشات ....رفتی از برم.... تو که نمیدونستی که دلم بسته به ساز صدات......
آرزومه که نمیدونستی که من میمیرم برات
عاشقم هنوز....
نمیخواستی که بمونی و بسوزی به ساز دلم..... گفتی من میرم ....تو میخواستی بری تا فرداها گل خوشگلم......
برو راهی نیست تا فرداها از آبو گلم
سفرت بخیر....... اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور....
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور ... به یه دنیا نور
سفرت بخیر.... برو گر شکستی زمن میتونی دوباره بساز.... از دلی شکسته ناامیدو خسته تو بازم غرور...تو بازم غرور
نمیخوام بیای..... نمیخوام میون تاریکی من تو حروم بشی ....نمیخوام ازت.... نمیخوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی....
برو تا بزرگی میخوام که فقط ارزوم بشی.....
|
+| نوشته شده توسط
حسین در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390
|